تأملی در نام طایفه حکیم تیلیم خان/ سید حیدر بیات
واژه قاراخان، تيمور و آسقين
قاراخان(نام پدربزرگ تیلیم خان): ترکيب دو واژه قارا به معناي بزرگ و خان به معناي خان و بزرگ قوم است. اين واژه يکي از متداولترين واژهها در ادبيات سياسي ترکان بوده است. چنانکه يکي از بزرگترين حکومتهاي ترکان بعد از اسلام حکومت قراخانيان يا آل افراسياب بوده است که آثار گرانسنگ ترکي ميانه از جمله ديوان لغات الترک، قوتادغو بيليغ، چهار ترجمه از قرآن کريم به زبان ترکي و... در زمان آنان نوشته شده است.
واژه قارا به صورت پيشوند نامهاي جغرافيايي در ايران وجود دارد و باز متاسفانه در ترجمه فارسي به سياه ترجمه ميشود. در صورتي که معناي قاراچاي رود بزرگ و قاراداغ به معناي کوه بزرگ است نه رود سياه و کوه سياه. نخست اينکه هيچ ضرورتي براي اين تغيير و ترجمه وجود ندارد و دوم اينکه اگر کسي ميخواهد ترجمه کند بايد زبان مبدأ را بداند.
تيمور(نام پدر تیلیم خان): يکي از نامهاي قديمي ترکي است که در متون بسياري ميتوان آن را ديد و در لغت به معناي آهن و مجازا مرد مقاوم و شکستناپذير است و در تاريخ به صورت تمر، تيمر، تيمور و ... ثبت شده است. همچنين نام چندين تن از شخصيتهاي تاريخي جهان اسلام است. براي مثال «احمد بک تمر» (احمد بيگ تيمور) نام يکي از محدثان و راويان ترک نسب اسلامي است. (ذيل تاريخ بغداد ج 16ص 106) و نام امير تيمور که براي عموم ايرانيان نامي آشناست. بد نيست که در باب امير تيمور به نکتهاي مهم اشاره شود و آن اينکه در تواريخ قديم از وي به عنوان امير تيمور و امير تيمور گورکان ياد ميشد اما در قرن اخير همه او را به نام تيمور لنگ ميشناسند. اين نکته ريشه در ترکستيزي محافل تاريخنگاري ايران معاصر دارد که به تخريب و تحقير شخصيتهاي تاريخي ترکان ميپردازند. درست است که کارنامه امير تيمور به عنوان يک پادشاه، امروزه قابل دفاع نيست، چنان که کارنامه کورش، يزدگرد، طغرل، نادرشاه و رضا شاه نيز قابل دفاع نيست. اما چرا تحقير و توهين تنها دامنگير شخصيتهاي تاريخي ترکان اين مرز و بوم ميشود؟ چرا در ميان اينهمه سلاطين و امرا که به ايران حکومت کردهاند تنها نام کريم خان زند غير ترک مطرح ميشود. چرا حتي نام يک کوچه يا خيابان به نام سلاطين ترک نيست؟ اما بازار وکيل و پل کريم خان زند و مسجد وکيل همچنان به نام خود باقي هستند؟ شوربختانه اين در صورتي است که بسياري از مساجد جامع قديمي در زمان ترکان سلجوقي ساخته شده است و اينکار بعدها در زمان صفويان و قاجاريه نيز ادامه يافته است.
اما در باب امير تيمور، کارنامه او اگر در ديگر جاها چون و چرا داشته باشد, در زمينه دفاع از هويت تاريخي ترکان، قابل دفاع بلکه لايق تقدير است. خاندان تيموري از بزرگترين حاميان زبان و ادبيات ترکي بودهاند. ترکي در امپراطوري تيموري زبان رسمي بوده است با اينهمه به زبانهاي ديگر نيز بها داده ميشد. فرامين حکومتي امير تيمور علاوه بر ترکي به عربي، مغولي و فارسي نيز صادر ميشده است. (کوراوغلو در افسانه و تاريخ) .
در کتابخانه آيتالله مرعشي قم، نسخهاي به نام معروف اللغات وجود دارد که مولف وي از طرف پدر به امير تيمور گورکان و از طرف مادر به ابوالخير نقشبندي ترکستاني ميرسد. وي در آنجا مينويسد:
«و بايد دانست که همه نسل تيموريه را دانستن زبان ترکي عموما ضرور است. اما اينعاصي را خصوصا بلکه از اهم مهمات و لابدي، مانا که از بزرگان خود سماع دارم که هر که از خاندان گورکانيه و يا نقشبنديه باشد و آن کس از زبان ترکي بهرهاي نداشته باشد او را ننگي عظيم است! بلکه بزرگان را در نسل وي شکي بهم رسد.»
(فهرست نسخههاي خطي ترکي کتابخانه آيت الله مرعشي، ص 255)
خود امير تيمور نيز آثار خود را به زبان ترکي نوشته است. تزوک تيموري (توزوک: دوزوک؛ نظامنامه) تاليف امير تيمور يکي از آثاري است که ترجمه فارسي آن به دست ما رسيده است. اما از اصل ترکي آن خبري در دست نيست. ابوطالب حسيني تربتي به گفته خودش اين کتاب را در کتابخانه "جعفر خان" حاکم يمن به دست آورده است و آن را براي شاهجهان امپراطور مغولي هند به نام ملفوظات صاحبقران به فارسي ترجمه کرده است. مرحوم آقا بزرگ تهراني در کتاب ارزشمند الذريعه عبارات بسيار تندي در مورد مترجم اين کتاب به کار برده است و معتقد است که اين کتاب را کسي نديده است و جعل مترجم است. (الذريعه ج 22 ص 217و ج 25 ص 108). نگارنده از قضاوت و لحن آقا بزرگ تهراني بسيار در شگفت است. نخست اينکه کتابهاي بسياري هستند که ترجمه آنها به دست ما رسيده است اما از اصل آنها خبري نيست. براي مثال کتاب تاريخ قم يکي از تواريخ معتبري است که تنها ترجمه جلد اول آن به دست ما رسيده است و خبري از اصل کتاب نيست. يا کتابهايي هستند که در کتابخانههاي غرب موجود هستند که مرحوم آقا بزرگ به فهرست همه آن کتابخانهها دسترسي نداشت. اما نکته بسيار مهم که مؤلف بزرگ الذريعه از آن غافل مانده است، اصرار امير تيمور به استفاده از خط اويغوري است. اسکندر بيک ترکمان در تاريخ عالم آرا در باب اينکه آيا امير تيمور با شيخ صدرالدين فرزند شيخ صفي ديدار کرده است يا با خواجه علي نوه او؟ معتقد است که امير تيمور با خواجه علي نوه شيخ صفي ديدار داشته است. چرا که در ميان دفتر وقفي دربار تيموري شرح کرامات خواجه علي به خط قديم مکتوب است و گويا اين قرينهاي به ملاقات امير تيمور و خواجه علي است. اين دفتر در زمان حمله جنگجويان قزلباش به دست آنان ميافتد. عبارت عالم آرا چنين است.
«و در دفتر وقفيه نيز به خط قديم موشح به آل تمغاء مغولي و علامت مهر امير تيمور در سفر بلخ درحين تسخير قلعه اندخود به دست غازيان افتاده بود...» (تاريخ عالم آرا، ص 12)
مراد اسکندر بيگ از خط قديم همان خط اويغوري است. بديهي است که خط اويغوري بعد از امير تيمور کاربرد خود را از دست ميدهد و آثاري که به اين زبان نوشتهاند ناشناخته ميمانند و از اين رهگذر آسيب جدي به گنجينه ادبيات ترکي وارد ميشود و آثار بسياري به دست ما نميرسد. گفتني است که در قديم بسياري از نسخهها از طريق استنساخ دست به دست ميگشتند و وقتي خط اويغوري متروک ميشود بازار استنساخ آن نيز متروک ميشود و با آسيب ديدن اصل نسخهها، نسخه ديگري وجود ندارد که باقي بماند.
آسقين(نام طایفه تیلیم خان): واژه آسقين به احتمال زياد صورت فاعلي واژه آسقي به معناي سود، فايده و درآمد است. که در متون کهن از جمله قوتادغو بيليغ، ديوان لغات الترک و عتبه الحقايق به صورت آسقي و آسيق کرارا استعمال شده است. اگر اين واژه را صورت فاعلي کلمه آسقي بدانيم به معناي سودمند و پردرآمد خواهد بود. نمونهاي از استعمال واژه آسيق در عتبه الحقايق:
|
بيليکگا حق سؤز تانيقسيز ايرور |
(عتبه ص 29) |
و آسيقسيز جدل هم مزاحدان ساغين (عتبه ص 52) يعني: از شوخي و جدل بيفايده بپرهيز.
در قوتادغو بيليغ نيز به ابياتي بر ميخوريم که کلمه تيليم و آسقي هر دو استعمال شدهاند:
|
تيل آسقي تيليم بار ياسيما اؤکوش |
(قوتادغو بيليغ ص 177) |
ترجمه: زبان سود بسيار دارد ليکن ضررهايي هم دارد. تيليم در اينجا به معناي سود آمده است.
برگرفته از کتاب یادنامه حکیم تیلیم خان- حاضیرلایان: اسدالله امیری- انتشارات نوید اسلام-قم ۱۳۸۷
بو وبلاگ حکیم تیلیم خان و ایران تورکلری اؤزللیکله آزربایجانین گونئی بؤلگه لری حاققیندا بیلگی لر وئرمگه دوشونور.